فروش ماسک مو www.tehranstar.ir

تمامی مطالب وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

کشور دچار تراژدی زیست‌محیطی است

آلودگی‌ها به تهران هجوم آورده‌اند. هوا، آب، غذا، میوه‌ها و... . در همه‌شان می‌توان ردپایی از آلودگی پیدا کرد. آلودگی به سرب، نیترات، روغن‌های مضر، میکروب‌ها و باکتری‌های فاضلابی. همه اینها به تدریج سر از غذایی که می‌خوریم و هوایی که نفس می‌کشیم درآورده‌اند. نه می‌توان جلویشان را گرفت نه می‌توان آنها را از زندگی حذف کرد. تهرانی‌ها خیلی وقت است چاره‌ای جز کنار آمدن با شرایط را ندارند. یا باید کوله‌بارشان را ببندند و به شهری دیگر بروند یا همین جا بمانند و با هرچه هست کنار آیند. سرطان بگیرند، اختلالات قلبی- عروقی، تنفسی و... پیدا کنند، افسردگی بگیرند. آمار فوتی‌های ‌سال ٩١ نشان می‌دهد که در این مدت ٢٤٠٠ تا ٤٨٠٠ نفر در پایتخت، به‌دلیل عوارض ناشی از آلودگی هوا جانشان را از دست داده‌اند. این تنها آمار آلودگی هواست، ما با انواع آلودگی‌های دیگر مواجه‌ایم؛ آلودگی‌هایی که گفته می‌شود منجر شده تا میزان مرگ طبیعی به شدت کاهش پیدا کند. حالا وضع به جایی رسیده که مردم نگران شده‌اند.

رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت و محیط‌زیست شورای شهر تهران، در گفت‌وگو با «شهروند» از ادامه این روند نگران است و می‌گوید کشور دچار تراژدی زیست‌محیطی شده. او افزایش حساسیت قوه قضائیه در برخورد با متخلفان را یکی از راهکارها می‌داند.  

 اخیرا در جلسه روسای شورای شهرهای کلانشهرها و مراکز استان‌ها اشاره‌ای به وضع سلامت تهران و چند شهر دیگر کشور داشتید و اعلام کردید که موضوع سلامت طی ٣٠‌سال گذشته مورد غفلت زیادی قرار گرفته. هم‌اکنون با آلودگی‌های هوا، غذا، آب و...  مواجه هستیم و این شرایط مردم را روز به روز نگران‌تر کرده. وضع به گونه‌ای شده که مردم نمی‌دانند چه غذایی بخورند که کمتر آلودگی داشته باشد. پیاز بخورند که نیترات دارد، سبزیجات مصرف کنند که با آب فاضلاب آبیاری می‌شود یا چگونه هوا را نفس بکشند که کمتر دچار مشکل شوند. کمیسیون سلامت شورای شهر برای پاسخ به این نگرانی‌ها چه کارهایی کرده یا در دست اقدام دارد؟

کلیاتی درباره مسائل زیست‌محیطی کشور وجود دارد که باید بیان شود. آلودگی‌ها ازجمله آلودگی هوا به شهر تهران محدود نمی‌شود. درحال حاضر شهری مانند سنندج که در گذشته یک شهر پاک به شمار می‌رفت دچار آلودگی شده است. گزارش‌های زیست‌محیطی هم نشان‌دهنده افزایش آلایندگی‌هاست. نمونه آن گزارشی است که در‌ سال ٢٠١٢ منتشر شد که رتبه زیست‌محیطی ایران از میان ١٣٠ کشور، ١١٤ بود.  

 این رتبه برای کشور ما خیلی پایین نیست؟


متاسفانه، همین‌گونه است. یک تراژدی محیط‌زیستی برای کشور رخ داده، اما اگر کمی دقت کنیم، متوجه می‌شویم که اتفاق یکباره رخ نداده. این مسائل حاصل رویدادها و غفلت‌هایی است که درنهایت ما را با یک تراژدی روبه‌رو ساخته است. 
 
 علت چیست؟


 علت اصلی از یک‌سو، خطاهای اقتصادی و سودجویی برخی افراد و از سوی دیگر بی‌تفاوتی دولت و برخی مردم نسبت به محیط‌زیست و سلامت خود و جامعه است. متاسفانه طی سال‌های طولانی ما چشم خودمان را روی تمام اتفاقات بستیم و واکنشی نشان ندادیم، حالا پس از گذشت ٢٠، ٣٠‌سال می‌بینیم که چه فاجعه‌ای رخ داده است. 

 یعنی تمام این اتفاقات در نتیجه نگاه اقتصادی به مسائل رخ داده است؟


 بنگاه‌های اقتصادی برای رسیدن به سود بیشتر موانعی را که بر سر راهشان است، حذف می‌کنند، حالا این حذف می‌تواند به روش‌های مختلف باشد، می‌تواند با باج‌دهی، شانتاژ و غیره باشد، با این رویه این بنگاه‌ها هیچ ارزشی برای زندگی انسانی، زیست‌بوم، حیات‌وحش و... قایل نیستند و تمام اینها به راحتی قربانی می‌شوند. 

 همان‌طور که خودتان اشاره کردید از نظر زیست‌محیطی در شرایط خوبی به سر نمی‌بریم. برای جلوگیری از پیشرفت این شرایط چه اقداماتی را پیشنهاد می‌کنید؟


در حال حاضر یک روند تخریبی پرشتابی بر محیط‌زیست کشور حاکم است و تنها راه این است که محور برنامه‌ریزی‌ها عقلانیت باشد. با عقلانیت و اولویت قایل شدن برای سلامت محیط زیست، می‌شود برنامه‌ریزی کرد و از این معضلی که کشور دچارش شده، خارج شد. برای این کار باید بخش اقتصادی را ملزم کنیم تا از زاویه اکولوژیک به مسائل نگاه کند. کسانی که متولی امور اقتصادی هستند حتما باید از این منظر پروژه‌ها را پیش ببرند. با این روش بسیاری از نیازهای اجتماعی و زیست‌محیطی مدنظر قرار می‌گیرد. اگر به جز این رخ دهد، تخریب‌ها و آلودگی‌هایمان بیشتر می‌شود. یکی از مصادیق دریاچه ارومیه است. کسانی به‌دلیل منافع خودشان تیشه به ریشه این دریاچه زدند. 

بررسی‌ها نشان می‌دهد ٨٠‌هزار چاه عمیق اطراف دریاچه حفر شده که بیش از ٥٠‌هزار مورد آن غیرمجاز است، یعنی این چاه‌ها یا بدون اطلاع دستگاه‌های ذیربط حفر شده که بی‌اطلاعی دستگاه‌های ذیربط قابل قبول نیست، زیرا آنها موظف بودند نظارت کنند، یا با روش‌های غیرقانونی اقدام به حفاری کرده‌اند که باز هم این موضوع پذیرفتنی نیست. متاسفانه این‌جا سهل‌انگاری دستگاه‌های مسئول رخ داده است. از طرف دیگر می‌بینیم که جاده‌ای وسط دریاچه احداث کرده‌اند که حجم عظیمی از سنگ و سیمان و شن و آهن درون دریاچه ریخته‌اند و باعث اختلال در گردش طبیعی دریاچه شده است. همچنین شاهد آن هستیم که پسماند صنعتی و خانگی به آب دریاچه سرازیر می‌شود. از سوی دیگر سطح کشت زمین‌های کشاورزی اطراف دریاچه از ١٥٠‌هزار هکتار به ٧٠٠‌هزار هکتار افزایش و حتی کشاورزی منطقه تغییر پیدا می‌کند، یعنی الگوی کشاورزی منطقه به سمت محصولاتی می‌رود که به آب زیادی نیاز دارند، درحالی‌که همه اینها باید از سوی مسئولان کنترل می‌شد. سدهایی که در بالادست دریاچه احداث شده و سایر مسائل موجب شده تا دریاچه ارومیه به یک دریاچه بی‌جان ‌و بی‌روح تبدیل شود که اکوسیستم منطقه را به هم بزند. حالا با یک باد ملایم ذرات نمک بلند می‌شوند و در عین حال می‌توانند ده‌ها تا صدها کیلومتر زمین‌های کشاورزی را از بین ببرند و حتی برای سلامتی مردم منطقه به‌شدت خطرناک باشد. 

در کنار وضع دریاچه ارومیه که تنها نمونه‌ای از ده‌ها و شاید صدها مشکلات زیست‌محیطی کشور است، سال‌هاست که ما با معضل آلودگی هوا مواجه هستیم. آلودگی‌ای که عامل بسیاری از بیماری‌ها، ازجمله سرطان‌ها شده است. آیا اینها همه در پایین آمدن رتبه زیست‌محیطی ایران تأثیر دارد؟

بله، این‌که چرا هوای کشور ما جزو مسموم‌ترین هوای دنیاست، پاسخش بسیار ساده است. مصرف سوخت غیراستاندارد، خودروهای غیراستاندارد، مدیریت شهری ناهنجار و ضد اکولوژیک و به دور از مسائل زیست‌محیطی. چرا دریای خزر ما به آلوده‌ترین آب‌ها تبدیل شده است؟ به جز این است که سال‌ها از پاک‌سازی رودها و شریان‌هایی که به سمت دریاچه می‌آمد، غفلت شده! متاسفانه در کشورهای همسایه هم آلودگی‌های نفتی را شاهد هستیم. چرا خلیج فارس ٤٧برابر بیشتر از ظرفیت طبیعی‌اش آلوده است؟ ما شاهد آن هستیم که روزانه ١٥٠٠ نفت‌کش بزرگ از این مسیر تردد می‌کنند، سالانه بیش از ٢‌میلیون بشکه نفت و ترکیبات هیدروکربنی و هر ثانیه ٣٠٠ کیلوگرم فلزات سنگین مثل مس توسط کارخانه‌های آب شیرین وارد خلیج فارس می‌شود، این موارد ناشی از مسائل اقتصادی است که اخلاق را مدنظر قرار نمی‌دهد.  

 هر روز آلودگی جدیدی در غذا، هوا، آب و...  اعلام می‌شود. همین مسأله موجب شده تا مردم نگران شوند. کمیسیون سلامت شورای شهر، برای این میزان آلودگی چه برنامه‌ای دارد؟ برای نمونه با وزارت جهاد درباره آبیاری زمین‌های کشاورزی با آب فاضلاب صحبت شده یا با اصناف و اتحادیه‌ها برای تولید مواد سالم برنامه دارید؟

موضوع مهم این است که باید تمام کارها و پروژه‌های عمرانی پیوست زیست‌محیطی و سلامت داشته باشد. نه‌تنها در شورای شهر تهران بلکه در سایر شهرها هم باید حتما شهرداری ملزم به انجام این کار شود. یعنی تمام پروژه‌ها علاوه بر این‌که باید پیوست زیست‌محیطی داشته باشند، پیوست سلامت هم باید در ادامه آن بیاید.  

 این کار صرفا باید توسط شهرداری انجام شود؟


 در کنار شهرداری، دولت و مجلس هم باید به این موضوع توجه داشته باشد و بیشتر از این اجازه ندهیم که سلامت مردم به خطر بیفتد. در همین راستا هم در برنامه پنج‌ساله دوم شهرداری این تکلیف را اعلام کردیم و به هیچ عنوان اجازه نمی‌دهیم که یک پروژه مصوب شود و بعد حین اجرا، برای آن پیوست زیست‌محیطی تعریف شود. قبل از این‌که پروژه کلید بخورد باید پیوست‌ها آماده شده باشند. پس از تأیید این پیوست‌هاست که می‌توان پروژه را آغاز کرد. برای نمونه در مورد تونل توحید اگر پیوست سلامت و محیط زیستی آن آماده شده بود و به تأیید می‌رسید، سپس عملیات تونل شروع می‌شد، دیگر شاهد نبودیم که موتورسیکلت‌سوارها، وسط تونل بیهوش شوند و خسارت‌های مالی و جانی به مردم وارد کنند، بعد هم هزینه‌های مضاعفی را از جیب مردم صرف رفع مشکل کنیم.  

 شما اشاره می‌کنید که پروژه‌ها پیوست زیست‌محیطی و سلامت ندارند، داشتن این پیوست در سوددهی پروژه‌ها تاثیری دارد؟


برای نمونه تصور می‌کنیم تونل توحید توسط بخش خصوصی ایجاد شده بود و عوارض تونل هم دریافت می‌شد، آیا بی‌توجهی به پیوست‌ها سوددهی آنها را کم می‌کرد؟ خیر.  بخش خصوصی اگر مسائل زیست‌محیطی را می‌دید نه‌تنها به سلامت مردم آسیب نمی‌زد بلکه هزینه‌های دیگری که برای بازسازی تونل باید در نظر می‌گرفت، به آن اضافه می‌شد. اگر بخش خصوصی متولی ساخت چنین پروژه‌ای بود، حتما مسأله بُعد خصوصی و قضایی هم پیدا می‌کرد و باید پاسخ می‌داد.  اما چون کار دست بخش خصوصی نبود، این همه موتورسوار در این تونل بیهوش نمی‌شدند بدون این‌که کسی هم پاسخگو باشد.  

 پس درنهایت می‌توان گفت که متولیان این پروژه‌ها، دیواری کوتاه‌تر از بخش سلامت و محیط‌زیست پیدا نکرده‌اند؟


دقیقا همین است، چون کسی متولی نبوده و کسی مطالبه نمی‌کرده. من از آقای ‌هاشمی وزیر بهداشت تشکر می‌کنم که مشکلات سلامت را بیان می‌کند. درست است که برخی آلودگی‌ها سلامت مردم را تهدید می‌کنند، اما آگاهی داشتن مقدمه‌ای برای دخالت است. درحالی‌که در دولت دهم این طور نبود. آن زمان متاسفانه شرایط به گونه‌ای بود که وقتی یک کارشناس موضوعی را مطالعه و بیان می‌کرد، پس از اولین جلسه دولت با اخم رئیس دولت، وزیر همان موضوع را تکذیب می‌کرد. خوشبختانه این فضا شکسته شده است. با سلامت مردم نمی‌شود شوخی کرد. اخیرا گزارشی را مطالعه می‌کردم که در آن عنوان شده بود بیش از ٩٠‌درصد آب‌لیموهای موجود در سطح شهر تقلبی است. نمی‌دانم صحت و سقم این گزارش تا چه حدی است اما اگر اینگونه باشد، باید به سرعت پیگیری شود. همین آلودگی‌ها باعث شده تا سن شروع به سرطان در ایران نسبت به سایر کشورها ١٠‌سال پایین‌تر بیاید. درحال حاضر ما بالاترین رتبه ابتلا به سرطان را داریم. 

 موضوعاتی که درباره آلودگی آب و هوا و...  اشاره کردید شاید به این خاطر باشد که بخش سلامت آن طور که باید، ضمانت اجرایی برای برخورد با تخلفات را ندارد. کمیسیون سلامت شورای شهر، چطور می‌تواند این حساسیت و ضمانت را ایجاد کند؟

وزارت بهداشت در یک‌سال گذشته، نشان داده که نسبت به مسائل حساس شده است. در این مدت شورایعالی محیط‌زیست تشکیل شد. کمیته بررسی آلودگی هوا که سال‌ها تعطیل بود، دوباره احیا شد. شوراها بهترین ابزار برای مقابله با انحرافات موجود را افکار عمومی می‌دانند. همین که ما مطلع شویم جایی انحرافی وجود دارد و آن را به افکار عمومی منتقل کنیم، ارزشمند است. البته نمی‌شود گفت که به همین موضوع باید اکتفا کرد، اما انتقال مسائل به افکار عمومی و مطالبه ایجاد کردن در میان آنها، خودش پاسخگویی دستگاه اجرایی را افزایش می‌دهد و تحریم آن نهاد یا شرکت که دچار انحراف شده از سوی مردم ضمانت اجرا می‌شود. تصور کنید یک شرکت تولید‌کننده لبنیات، به‌عنوان متخلف نامش در رسانه اعلام شود، همین الان هم پس از ماجرای روغن «پالم» مصرف شیر پرچرب در میان مردم به شدت کاهش پیدا کرده. این اتفاق بهترین تنبیه برای خاطیان است، یعنی با قهر مردم مواجه شوند و مردم آنها را تحریم کنند.  ما از مسئولان هم انتظار داریم که این مسائل را جدی بگیرند و با آن برخورد کنند. باید خسارت و هزینه تخلف به قدری سنگین باشد که کسی اجازه تخلف به خود ندهد. 

 به نظر شما چه بخشی در زمینه برخوردها مقصر است؟


متاسفانه ما شاهد کوتاهی‌هایی در این بخش هستیم، ازجمله این‌که از قوه قضائیه انتظار حساسیت بیشتری داریم. اگر آنها ٤، ٥ تخلف را با اعلام اسامی اعلام کنند و آنها را از مزایای اجتماعی محروم کنند، دیگر از این اتفاق‌ها نمی‌افتد. ما قوانینی داریم که مربوط به ده‌ها‌سال پیش است. نمی‌توان با این قوانین کاری کرد. کسی که تخلف می‌کند، مواردی هست که متخلف بابت کار سنگینی که کرده تنها، ١٥٠ تا ٢٠٠٠ تومان جریمه می‌شود. این برخوردها بی‌فایده است از این رو بازنگری بیشتری نسبت به قوانین ضرورت دارد. 

 کمیسیون سلامت می‌تواند ضمانت اجرایی را بالا ببرد؟


ما از طریق ایجاد مطالبه از سوی مردم می‌توانیم این کار را انجام دهیم و از سوی دیگر هم به‌عنوان نماینده مردم می‌توانیم پیگیر باشیم. مسئولان هم از بین مردم هستند. حتما آنها برای خانواده و سلامت خانواده خودشان ارزش قایل هستند و امیدواریم به سادگی از کنار مسائل نگذرند. 

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: کشور دچار تراژدی زیست‌محیطی است
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:6  توسط   | 

مانع‌تراشی‌های 14 مارس در روند انتخابات لبنان

نوار الساحلی، ضمن تاکید بر مد نظر قرار دادن خواست مردم در انتخاب ریاست جمهوری جدید لبنان اعلام کرد که جریان 14 مارس مسئول خلاء ریاست جمهوری در این کشور است.

به گزارش خبرگزاری مهر، لبنان بعد از گذشت حدود 4 ماه هنوز در دوران خلأ ریاست جمهوری به سر می برد و اعضای پارلمان این کشور با وجود برگزاری 11 جلسه هنوز نتوانسته اند درباره انتخاب رئیس جمهوری لبنان به توافق برسند. موعد بعدی برگزاری نشست پارلمان این کشور برای انتخاب رئیس جمهور جدید 27 سپتامبر( 5 مهرماه) است.

نوار الساحلی عضو فراکسیون وفا برای مقاومت در پارلمان لبنان در خصوص دلایل ادامه بحران خلاء ریاست جمهوری در لبنان به خبرنگار مهر، گفت: از آغاز زمان انتخابات ریاست جمهوری در پارلمان لبنان،  جریان هشت مارس و گروه‌های حامی این جریان همگی در امر انتخاب ریاست جمهوری جدید لبنان جدی بوده اند و ما دراین امر توافق داشتیم که رئیس جمهوری لبنان باید بیشترین مقبولیت را در میان مردم لبنان داشته باشد و توانایی لازم را برای اداره امور کشور داشته باشد.

 وی تاکید کرد: خواست و مطالبات همه اقشار مردم لبنان باید در این انتخابات لحاظ شود.

این نماینده پارلمان لبنان افزود: موضع هشت مارس همواره ثابت بوده و ما از موضع خود عدول نمی کنیم. این جریان 14 مارس است که در روند انتخاب رئیس جمهوری لبنان مانع تراشی می کند و تاکنون از انتخاب شخص رئیس جمهوری ممانعت به عمل آورده است.

وی با اشاره به تاکید جریان 14 مارس بر پافشاری بر حمایت از "سمیر جعجع" رئیس حزب نیروهای لبنانی گفت: پافشاری 14 مارس بر حمایت از نامزد جنجالی و بحث برانگیز مورد حمایت خود باعث شده که تاکنون توافقی درخصوص انتخاب رئیس جمهوری جدید لبنان صورت نگیرد.

الساحلی عنوان داشت: با وجود این تفاسیر امیدوار هستیم که همه لبنانی ها به آینده کشورشان اهمیت دهند و باید بگویم که برای نجات لبنان و برون رفت از این چالش باید همه لبنانی‌ها پای میز مذاکره نشسته و در خصوص انتخاب یک شخص شایسته با یکدیگر به بحث و رایزنی بپردازند.

وی در ادامه اظهارات خود به بحث جنگ 51 روزه اسرائیل علیه نوار غزه اشاره و گفت که اسرائیل از شرایط موجود و چالشهای اخیر در خاورمیانه از جمله بحران عراق و سوریه سوء استفاده کرد و جنگ سختی را به غزه تحمیل کرد که این اقدام با سکوت جامعه جهانی مواجه شد.

الساحلی در پایان بر پیروزی مقاومت در جنگ 51 روزه نوار غزه تاکید کرد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: مانع‌تراشی‌های 14 مارس در روند انتخابات لبنان
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:5  توسط   | 

یک رهایافته: دلم برای موجودات‌خیالی تنگ می‌شد

حامد رحمتی مردی 28ساله است که بعد از سال‌ها اعتیاد به موادمخدر، توانست خودش را نجات دهد و زندگی تازه‌ای را شروع کند.

او در گفت‌وگو با «شرق» داستان زندگی‌اش را تعریف کرده است:

‌چطور به مصرف‌کننده موادمخدر تبدیل شدی؟
 بچه که بودم خیلی شر بودم و همیشه با بچه‌های محل بازی می‌کردیم اما به‌تدریج دو، سه‌تایی که با هم بازی می‌کردیم هر کدام سراغ کار خودشان رفتند. من برای تداعی‌کردن آن شادی و شعف سراغ مصرف مواد رفتم. با الکل و حشیش شروع کردم و بعد از دو تا سه‌سال مصرفم به شیشه، اکستازی و کوکایین تبدیل شد.

‌مصرف مواد را از چه سنی شروع کردی؟
 سیگار را از هفت یا هشت‌سالگی و مصرف موادمخدر را از دوم یا سوم راهنمایی شروع کردم و بیشتر از 10سال مصرف می‌کردم اما الان یک‌سال‌وپنج‌ماه است که رها شده‌ام.

 ‌چه شد که تصمیم گرفتی درمان شوی؟
مصرف‌کنندگان روانگردان مثل شیشه، کوکایین و اکستازی به خاطر اخلال در کار هورمون‌های درون‌ریز دچار جابه‌جایی حواس می‌شوند و کارشان به آسایشگاه می‌کشد. آنها چیزهایی را می‌بینند که وجود ندارند یا صداهای عجیب و غریب می‌شنوند من هم به همین دلیل در آسایشگاه بستری بودم. حتی بعد از اینکه از آسایشگاه مرخص شدم مثل تکه‌ای گوشت در خانه افتاده بودم چون بعد از مرخصی هم پزشکان روند درمان را ادامه دادند و قرص آرامبخش و آمپول قوی به من داده بودند. در این مدت تا چند روز قرص‌هایم را نمی‌خوردم، سراغ مواد می‌رفتم اما در نهایت با کمک خانواده راه درست درمان را پیدا کردم.

‌بدترین خاطره‌ای که از دوران مصرف‌داری چیست؟
در خانه بودم و پدرم کنارم نشسته بود او از به‌دنیاآمدن من اظهار تاسف کرد. این بدترین خاطره من است که فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت از ذهنم پاک شود.

‌در دوران مصرف چه توهم‌هایی داشتی؟
شکل‌ها و موجودات عجیب و غریب که البته برایم واقعی بود. مثلا آدمی را می‌دیدم که یک طرف صورتش ریخته و پاهایش فقط استخوان بود. کم‌کم با آنها ارتباط برقرار کردم و با هم صحبت می‌کردیم. دلم برایشان تنگ می‌شد. یکی دیگر از توهماتم این بود که در خیابان احساس می‌کردم یک چیزی پشت‌سرم است فکر می‌کردم آدمی مرتب به من نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و وقتی به من می‌رسید می‌دیدم، سگ است و همه اینها توهمات من بود.

‌آیا این توهمات دردسر هم برایت ایجاد کرد؟
به خانواده‌ای که قرار بود با آنها وصلت کنم قول داده بودم مواد را که کنار بگذارم، ولی نتوانستم. صداها هم دایم مرا اذیت می‌کردند و فحش و بد و بیراه می‌گفتند. به‌هیچ‌عنوان هم نمی‌توانستم از شر این صداها خلاص شوم آنقدر قرص می‌خوردم تا بیهوش شوم اما بعد که سر حال می‌شدم دوباره روز از نو روزی از نو بود و توهمات سراغم می‌آمد.

‌سابقه خودکشی هم داری؟
 یک‌بار رگ دستم را زدم یک‌بار هم خودم را از پشت بام پایین انداختم یک‌بار هم خواستم با ماشین داخل دره بروم اما گاردریل‌ها محکم بود و یک‌بار دنبال سیانور می‌گشتم، پیدا نکردم. مرگ موش خوردم اما فقط سرم گیج رفت و خوابیدم.

‌آیا ممکن است دوباره سراغ مواد بروی؟
درست است که لذت مواد را احساس کرده اما یاد گرفته‌ام همان لذت را بدون مواد برای خودم درست کنم.

‌شغلت چیست؟
الان الکتریکی دارم. قبلا در زمینه سیستم صوتی ماشین کار می‌کردم.

‌توصیه‌ات به آنهایی که الان مصرف‌کننده هستند چیست؟
 هیچ توصیه‌ای برای آنها ندارم. فقط گاهی به خواهرزاده‌ام می‌گویم سعی کن موفق باشی چون اگر موفق باشی به‌نظر من هیچ‌وقت سمت مواد نمی‌روی چون همیشه آن انرژی را داری.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: یک رهایافته, دلم برای موجودات‌خیالی تنگ می‌شد
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:5  توسط   | 

استفاده از فضای مجازی، ترویج بی‌بندوباری نیست

امام جمعه میاندوآب گفت: استفاده از فضای آزاد مجازی به معنای ترویج بی بند و باری نیست و فیلتر کردن سایت ها و شبکه های اجتماعی که به مسئله دین اسلام، سیاست کشور و فرهنگ ایرانی ضربه می زنند ضروری است.

حجت الاسلام حمید حسن زاده در گفت‌وگو با تسنیم در ارومیه، اظهار کرد: همه مردم باید از جزئیات سیاسی و مسائل مهم فرهنگی روز باخبر شوند.

وی با اشاره به فیلتر کردن برخی از سایت ها و شبکه های اجتماعی گفت: بنده با فیلتر کردن همه سایت ها و شبکه اجتماعی موافق نیستم ولی به منظور جلوگیری از مشکلاتی که در جامعه امروزی رخ می دهد می توان گفت که با فیلتر کردن سایت هایی که به مسائل اجتماعی و سیاسی ضربه می زنند و نیز شئونات فرهنگی و اسلامی را خدشه دار می کنند کاملا موافقم.

امام جمعه میاندوآب تصریح کرد: در مواردی که مسئله ضربه به دین اسلام، سیاست کشور و فرهنگ مطرح است فیلتر کردن شبکه های اجتماعی ضروری است.

وی افزود: متاسفانه در جامعه امروزی مردم و مسئولان آن طور که باید در فضای مجازی فعال باشند و از ظرفیت های آن به نحو مطلوب بهره گیرند نیستند.

حسن زاده بیان کرد: لازم است فضا برای جوانان آزاد باشد و شبکه های اجتماعی در اختیارشان قرار گیرد تا بتوانند در همه زمینه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی افکار خود را بیان کنند طبیعتا اگر اینطور نباشد دشمنان جامعه اسلامی از این فرصت علیه آرمان هایمان استفاده می کنند.

استفاده از فضای آزاد مجازی به معنای ترویج بی بند و باری نیست


امام جمعه میاندوآب تصریح کرد: در دنیایی که هر روز با تکنولوژِی جدیدی مواجه هستیم نمی شود که جوانان جامعه را از این امکانات به روز محروم کرد و این مسئله به مرور زمان خارج از توانایی مسئولان می شود.

حسن زاده گفت: با توجه به اینکه برخی استان های مرزی همچون آذربایجان غربی که دروازه اروپا نیز محسوب می شود مرز فرهنگی ندارند بنابراین باید فضای آزاد در اختیار جوانان مملکت قرار گیرد، البته لازم به ذکر است ما مخالف با آزادی به معنای بی بند و باری هستیم، منظور از فضای آزاد و در اختیار گذاشتن امکانات برای جوانان این است که اجازه ی آزادی بیان و افکار را به آن ها بدهیم.

امام جمعه میاندوآب بیان کرد: خوشبختانه جوانان ایران اسلامی بصیرت و آگاهی های لازم را در دهه اخیر نسبت به برخی از دولت های بیگانه کسب کرده اند و می دانند که هیج کدام از آنان دایه مهربان تر از مادر نیستند و قصدشان بهره بردن از ظرفیت جوانان ایرانی است.

وی از جوانان و آینده سازان ایرانی خواستار شد این موضوع را جدی بگیرند و اجازه سوء استفاده به دشمن ندهند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: استفاده از فضای مجازی, ترویج بی‌بندوباری نیست
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:4  توسط   | 

نیروهای‌آزادکننده آمرلی پیرو ولی‌فقیه هستند

خبرنگار شبکه دولتی انگلیس که در پوشش خبرنگار ایرانی به آمرلی عراق رفته بود می‌گوید نیروهای عراقی آزادکننده منطقه خود را پیرو ولی‌فقیه و آیت‌الله خامنه‌ای معرفی می‌کنند.
«نفیسه- ک» از همکاران نشریات زنجیره‌ای است که چند سال پیش به بی‌بی‌سی پیوست و در خدمت شبکه دولتی انگلیس درآمد.

به نوشته کیهان، وی در گزارشی می‌نویسد: در ایست بازرسی ورودی جاده سلیمان بیگ به آمرلی گروهی از شبه‌نظامیان شیعه جلویمان را گرفتند و پس از پرسش درباره اینکه که هستیم و کجا می‌رویم گفتند که ورود خبرنگاران خارجی به آمرلی ممنوع شده است و باید برگردیم. اما همراه و راهنمای محلی‌مان بلافاصله گفت این خبرنگار که خارجی نیست ایرانی است. گذرنامه ایرانی‌ام را نشان دادم و منتظر شدیم تا با فرمانده‌شان ارتباط بگیرند و هماهنگ کنند. می‌شنیدیم که به شخصی که آن سوی بی‌سیم بود به عربی می‌گفتند مراسله ایرانیه یعنی یک خبرنگار ایرانی می‌خواهد وارد آمرلی شود. بعد از چند دقیقه مامور ایست بازرسی آمد و گفت می‌توانیم به راهمان ادامه بدهیم. به هم نگاه کردیم و گفتیم خب این هم نشانه‌ای دیگر از نفوذ ایران. در واقع هم همینطور بود.

وی خاطرنشان می‌کند: در دفتر سپاه بدر در طوزخورماتو دو چیز بیش از همه جلب توجه می‌کرد؛ عکس آیت‌الله‌ خامنه‌ای بالای سر فرمانده  و صدای بی سیمی که برای چند ثانیه در بدو ورود ما مکالمه‌ای فارسی از آن شنیده شد و بعد گویا به دلیل حضور ما، دستگاه کلا خاموش شد. اتاق پر بود از یونیفرم‌پوشانی که بیشترشان فارسی را به خوبی بلد بودند و بقیه هم به گویشی از ترکی حرف می‌زدند که به زبان رایج در نواحی ترک‌نشین ایران بسیار نزدیک است. محاصره آمرلی بالاخره بعد از هفتاد و پنج روز شکسته شده است. همه غرق شادی بودند و گروهی از ترکمان‌های شیعه که پیرو مقتدا صدرند در مقابل دفترشان هلهله به راه انداخته بودند. روبروی آنها هم، پیشمرگان کرد در مقر خودشان شادمانی می‌کردند.

وی با بیان اینکه نیروهای آزادکننده آمرلی خود را پیروان ولی‌فقیه می‌دانند ادامه می‌دهد: فرمانده گردان‌های موسوم به خراسانی که خود را حاج حسین معرفی می‌کرد، دو دهه را در ایران گذرانده بود. او البته عضو گروهشان نبود که تجربه زندگی در ایران داشت. وقتی از او پرسیدم گروهشان را چطور معرفی می‌کند با صراحت گفت که پیرو ولی فقیهند و آیت‌الله خامنه‌ای. نام این گروه برگرفته از شخصیتی است به نام سیدخراسانی که بنا بر باورهای شیعی یار و هموارکننده راه امام زمان خواهد بود. این گروه یکی از چندین گروه مسلح شیعه عراقی است که خود را پیرو رهبری ایران می‌داند. حاج حسین تاکید می‌کرد کمک‌های ایران به موقع بود.

خبرنگار بی‌بی‌سی با بیان اینکه غیر از گروه‌های شیعه، پیشمرگ‌های کرد نیز مورد حمایت ایران در فتح آمرلی قرار داشته‌اند، می‌نویسد: ابوعلی آمرلی فرمانده گردان سیدالشهدا خود و خانواده‌اش از ساکنان یکی از این خانه‌ها بوده‌اند و تعریف می‌کرد که چطور نیروهای دولت اسلامی گاه تا همین چند قدمی شان می‌رسیدند و چه روزهایی که تصور می‌کردند که دیگر کارشان تمام است. از ابوعلی پرسیدم چقدر ایران در عملیات آمرلی نقش داشت؟ او گفت در واقع این ایران بود که همه آنها، به ویژه گردان سیدالشهدا در آمرلی و منطقه را تجهیز کرده است. وقتی صحبت از قاسم سلیمانی شد او صراحتاً تایید کردکه آقای سلیمانی همراه نیروهایش شب قبل از عملیات در کنار آنها بوده و با آنها مانده و گفت که چقدر همین حمایت در تقویت روحیه نیروهایشان موثر بوده است. به گفته او آقای سلیمانی با رایزنی‌هایی که با دولت عراق داشته نقش مهمی در شروع عملیات ایفاکرده بود.

بی‌بی‌سی می‌افزاید: گردان سیدالشهدا هم به نوعی خود را مرید آیت‌الله خامنه‌ای می‌دانند. ابوعلی این رابطه را چنین بازگو می‌کرد «گردان سیدالشهدا زیر نظر سیدحسن نصرالله است و سیدحسن نصرالله هم زیر نظر آقای خامنه‌ای بنابراین این نیروها هم زیر نظر او هستند.» ابوعلی لابه‌لای صحبت‌هایش مدام یادآوری می‌کرد که اگر ایران به فریادشان نمی‌رسید شاید دیگر کسی در آمرلی زنده نمی‌ماند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: نیروهای‌آزادکننده آمرلی پیرو ولی‌فقیه هستند
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:4  توسط   | 

تارخ: قیچی سانسورمان تیزتر شده است

امین تارخ که نسبت به خط قرمزهای تلویزیون منتقد است، به آسیب‌هایی که این اتفاق به همراه دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید: ما اصولا اهل کار نکردن‌، قیچی کردن‌، بریدن و تخریب کردن هستیم نه اهل ساختن.

این بازیگر پیشکسوت در گفت‌وگو با ایسنا درباره ممیزی در تلویزیون عنوان کرد که نه در این برهه از زمان و نه در هیچ برهه‌ی زمانی‌، وجود ممیزی و سانسور نه تنها هیچ خدمتی به مردم نکرده، بلکه لطمه هم وارد کرده است. این کار یک ملت را به لحاظ فرهنگی عقب می‌اندازد و هیچ کمک دیگری نمی‌کند.

وی همچنین بیان کرد: ممیزی و آسیب‌های این اتفاق، فرمولی نیست که من آن را کشف کرده باشم بلکه تاریخ آن را ثابت کرده که در هر کجا که سانسور و ممیزی در عرصه فرهنگ و هنر حاکم باشد،‌ آن جامعه از فعالیت‌های فرهنگی - هنری تهی شده است.

قیچی سانسورمان را تیزتر کرده‌ایم که شاید به نتیجه برسیم

تارخ سپس به رقابت تلویزیون با شبکه‌های ماهواره اشاره کرد و گفت: در حال حاضر در زمینه خط قرمزها کمی لجبازی وجود دارد. به هر اندازه که ماهواره‌های جهان تصاویر و برنامه‌هایی را برایمان ارسال می‌کنند و هرکدام از برنامه‌ها به نوعی ملت‌ ما را سرگرم می‌کند، معضلاتی را هم در پی دارد و ما در مقابل این فعالیت‌ها‌ قیچی سانسورمان را تیزتر و ممیزی را در کارهایمان غلیظ‌تر کرده‌ایم تا شاید به نتیجه برسیم که طبیعتا به نتیجه هم نخواهیم رسید.

این بازیگر در عین حال اظهار کرد: این روزها سریال‌های ترکی‌، اسپانیایی و آمریکایی در قالب آنتن‌های ماهواره و همچنین سی‌دی‌هایی که به شکل مفت و مجانی در دسترس مردم هستند، کار خودشان را می‌کنند، تبلیغات فرهنگی خودشان را دارند،‌ تماشاگرانشان را حفظ می‌کنند و در عین حال تاریخ خودشان را هم به ملت ما تحمیل می‌کنند و به نوعی از کاه کوه می‌سازند، بر این اساس ما که مدعی هستیم صاحب تمدن غنی هستیم، انگار نباید راجع به تاریخ و شخصیت‌های فرهنگی‌مان حرف بزنیم! به عنوان مثال آیا ما واقعا در طول این 35 سال درباره تاریخ 1400 ساله‌ گذشته‌مان در ارتباط با ایران صحبت کرده‌ایم؟

اصولا اهل تخریبیم

او ادامه داد: در اینگونه مباحث فقط صحبت از فرهنگ ملی نیست؛ چرا که ما حتی راجع به فرهنگ مذهبی‌مان هم کاری نمی‌کنیم و اصولا اهل تخریب کردن هستیم. در همه جای دنیا همه ملت‌ها سعی در ساختن مملکت خود دارند و فعالیت‌های فرهنگی شان را پیش می‌برند. به عنوان مثال ترکیه و دبی که به قول معروف بغل دستمان هستند، زمانی انگشت کوچک ایران هم نمی‌شدند اما الان ملت‌ ما آویزان این است که در کشوری مثل ترکیه اقامت بگیرد تا بتواند در آنجا آپارتمان بخرد! چرا ملت ما اینطور هستند که در مملکت خودشان زندگی می‌کنند اما همیشه میل به فرار دارند. این اتفاقات و نارضایتی‌ها عمدتا فرهنگی هستند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: تارخ, قیچی سانسورمان تیزتر شده است
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:4  توسط   | 

داعش آب را بر روی یک میلیون عراقی بست

فرماندار مقدادیه در استان دیالی عراق گفت: عناصر گروهک تروریستی داعش آب یک رودخانه اصلی در دیالی را قطع کردند که این امر خطر وقوع فاجعه انسانی برای حدود یک میلیون نفر از ساکنان استان را به دنبال دارد.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، زید ابراهیم، فرماندار مقدادیه اعلام کرد که عناصر داعش آب رودخانه مهروت از سمت سده الصدور (سد کوچک) در مقدادیه را قطع کردند.

وی افزود: این رودخانه دارای اهمیت راهبردی است زیرا ده‌ها طرح و پروژه آبیاری از جمله طرح بزرگ آب‌های مقدادیه با اتکا به آن اجرا می شود. علاوه بر آن آب آشامیدنی بعقوبه و حومه آن از این رودخانه تامین می شود و زمین‌های زراعی منطقه را نیز آبیاری می‌کند.

فرماندار مقدادیه تأکید کرد که قطع آب رودخانه مهروت موجب وقوع فاجعه انسانی برای حدود یک میلیون نفر از مردم استان دیالی خواهد شد.

عناصر گروهک داعش در پایان ماه اوت گذشته آب رودخانه الروز را نیز برای بیش از 15 روز قطع کردند و بحران انسانی گسترده در شهر بلدروز در دیالی ایجاد کردند تا این که هواپیماهای ارتش عراق هفته گذشته وارد عمل شده و یکی از دروازه های سده الصدور را بمباران کردند و آب‌ها به طورجزیی بار دیگر به شهرستانی که تحت کنترل نیروهای دولتی است، بازگشت.




به نقل از تابناک
برچسب‌ها: داعش آب را بر روی یک میلیون عراقی بست
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:3  توسط   | 

زمان تشییع پیکر حجت‌الاسلام دعاگو

حجت‌الاسلام و المسلمین محسن دعاگو که به دلیل مشکلات قلبی و کلیوی در بیمارستان خاتم الانبیاء بستری بود در سن 62 سالگی دار فانی را وداع گفت.

به گزارش ایسنا حجت‌الاسلام والمسلمین محسن دعاگو در سال 1331 در تربت‌حیدریه متولد شد و بخشی از دروس مقدماتی را در این شهر گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس سفر کرد و در حوزه این شهر از کلاس‌های درس اساتید بزرگواری چون سیدحجت هاشمی، واعظ طبسی و «مقام معظم رهبری» استفاده کرد.

وی در تهران نیز از محضر حاج میرزا احمد آشتیانی، سیدمحمدتقی خوانساری، و در قم در محضر اساتیدی چون حاج شیخ‌جواد آقاتبریزی، آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله موسی شبیری زنجانی کسب فیض کرد.

وی در تهران با بسیاری از روحانیون مبارز و سرشناس آشنا شد و سخنرانی‌های انقلابی و انتقادات اساسی و سیاسی‌اش از رژیم فاسد پهلوی موجبات خشم دستگاه امنیتی رژیم شاهنشاهی "ساواک" را فراهم ساخت.

وی حدود دو سال تحت تعقیب بود و در سال «1355» توسط ساواک در قم دستگیر و در تهران زندانی شد. این روحانی انقلابی در تاریخ 1357/9/21 همزمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام‌خمینی(ره) و آزادی زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد.

وی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مسئولیتهایی چون امام جمعه شمیرانات، نماینده اول قوه مجریه در صداوسیما، رئیس کمیته انقلاب اسلامی شهرستان شمیرانات، رئیس شورای سیاستگذاری صداوسیما، معاونت بررسی دفتر مقام معظم رهبری، نماینده مقام معظم رهبری در امور دانشجویان آسیا و اقیانوسیه، عضویت شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور، هیئت منصفه مطبوعات، دادگاه ویژه روحانیت، جامعه روحانیت مبارز بر عهده داشت.

مراسم تشییع پیکر این عالم ربانی به احتمال زیاد فردا (دوشنبه) در مرقد مطهر امامزاده صالح (ع) در میدان تجریش برگزار می شود.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: زمان تشییع پیکر حجت‌الاسلام دعاگو
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:3  توسط   | 

داعش رئیس جمهوری آرژانتین را تهدید کرد

رئیس جمهوری آرژانتین در جریان سفرش به واتیکان گفت، به خاطر دوستی‌اش با رهبر کاتولیک‌های جهان و به رسمیت شناختن اسرائیل و فلسطین، از سوی داعش تهدید شده است.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری رویترز، کریستینا فرناندز، رئیس جمهوری آرژانتین گفت، وزارت امنیت و سرویس‌های اطلاعاتی کشورش در حال حاضر با تهدید داعش که بخش وسیعی از خاک سوریه و عراق را تصرف کرده، دست و پنجه نرم می‌کنند.

فرناندز پس از دیدار با پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان به خبرنگاران گفت: ظاهرا داعش تهدید کرده است اما من به این تهدیدها اعتنایی نمی‌کنم چرا که اگر بخواهم به چنین تهدیدهایی توجه کنم باید زیر تخت زندگی خود را بگذرانم!

شبه نظامیان داعش علیه غرب اعلام جنگ کرده و به دنبال ایجاد خلافتی در قلب خاورمیانه هستند.

پاپ فرانسیس که اغلب جنگ را محکوم کرده است، ماه گذشته میلادی گفت برای جامعه بین‌الملل استفاده از زور برای متوقف کردن اقدامات تهاجمی شبه نظامیان داعش که هزاران تن را در عراق و سوریه کشته و یا بی‌خانمان کرده‌اند، قانونی است.

فرناندز و پاپ فرانسیس در مراسم صرف ناهار درباره سیستم مالی جهانی و اقتصاد آرژانتین نیز با یکدیگر صحبت کردند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: داعش رئیس جمهوری آرژانتین را تهدید کرد
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:2  توسط   | 

فامیل واقعی بابک زنجانی چه بود؟

«پولی از ما گرفت و بعد نفهمیدم که با آن چه کرد. رفت و گم شد و در این مدت از وی بی‌خبر بودیم و بعد از چهار یا پنج سال خبردار شدیم که در این مدت در زندان به سر برده است. بعد از بیرون آمدن از زندان بود که نام خانوادگی‌اش را از زنجانی‌پور به زنجانی تغییر داد.»

اقتصاد آنلاین ناگفته‌هایی درباره بابک زنجانی را در گفت‌وگو با یکی از دوستان وی منتشر کرده است که متن کامل آن را در زیر می‌خوانید:

در ارتباط با پرونده زنجانی تاکنون افراد زیادی دستگیر شده‌اند که نمونه آخر آن بازداشت هفت نفر از مدیران ارشد نفتی دولت گذشته و بعضاً دستیاران و تاجرانی بوده که زنجانی با آنها ارتباط داشته است.

بابک زنجانی بدون شک جنجالی‌ترین مرد میلیاردی ایران است که پرونده فساد اقتصادی‌اش کماکان رتبه اول را به خود اختصاص داده است؛ پرونده‌ای که با گذشت زمان اسامی مدیران زیادی را در همه حوزه‌ها به خصوص حوزه نفتی به خود دیده است. فساد هشت هزار میلیاردی یکی از بدهی‌های وی به شرکت نفت است که به گفته بیژن زنگنه نمی‌تواند کار یک شخص باشد و احتمالا افراد دیگری هم در این کار دخیل بوده‌اند.

در ارتباط با پرونده زنجانی تاکنون افراد زیادی دستگیر شده‌اند که نمونه آخر آن بازداشت هفت نفر از مدیران ارشد نفتی دولت گذشته و بعضاً دستیاران و تاجرانی بوده که زنجانی با آنها ارتباط داشته است.

اما درباره این ‌که بابک زنجانی چگونه و با کمک چه کسانی در مدتی کوتاه به یکی از بزرگترین میلیاردرهای ایران تبدیل شد را در گفت‌وگویی با یکی از دوستان صمیمی وی بررسی کردیم. این فرد که بازنشسته یکی از بانک‌های دولتی ایران است از رابطه صمیمانه خود با زنجانی قبل از رونمایی از تخلفات وی در پرونده فسادهای مالی‌اش می‌گوید و اینکه چگونه یک جوان بلند پرواز و در عین حال خسیس در مدت کوتاهی ره صد ساله را رفته است.

پرسش- در یکی - دو سال گذشته کوه یخی بنام بابک زنجانی در فضای سیاسی و اقتصادی کشور مطرح شده است؛ چقدر با او آشنایید و شروع این آشنایی از کجا بوده است؟

روزی آقای بابک زنجانی که جوان 20 ساله‌ای بود توسط یکی از دوستان به من معرفی شد که از بانکی که در آنجا مشغول بودم از من دست چک بگیرد.

پرسش- در آن زمان شما در کدام بانک بودید؟

سال 74 یا 75 در بانک ملت شعبه (...)

پرسش- سال 74 یا 75 با یک دوستی پیش شما آمد؟

بله؛ با یکی از مشتریان بانکی که در طی مراودات کاری با هم دوست شده بودیم. گفتم چه کار می‌خواهید بکنید؟ گفت: می‌خواهیم با او (زنجانی) در کار صادارت پوست به ترکیه برویم. گفت: بچه زرنگی است و می‌تواند این کار را بکند. من هم قبول کردم و برای ایشان حساب مشترکی باز کردم که بعدها اگر در کار خلاف رفت ایشان بتواند پاسخگو باشند. برای زنجانی حساب مشترک باز کردیم؛ تا اینکه ایشان بعد از یکی دو سال که در این بانک کار می‌کرد روزی با یک وانت پیکان پیش من آمد.

پرسش- یکی دو سال در آن شعبه کار می‌کرد؟

بله

پرسش- شما مسئول شعبه بودید؟

خیر؛ ولی در آن بانک مسئولیتی داشتم. در آن زمان من دیگر او را به اسم کوچک صدا می‌زدم. گفتم بابک چه کاری انجام می‌دهی؟ گفت: من یک دفتر در آنکارا دارم. این پوست‌ها را درست می‌کنم و به ترکیه می‌فرستم و بعد از آنجا به ایتالیا.

پرسش- در این مدت با حسابش کار می‌کرد؟

بله

پرسش- کارهای ارزی انجام می‌داد؟

خیر؛ ریالی بود.

پرسش- چقدر گردش مالی داشت؟

یادم نمی‌آید؛ اما در آن زمان چک درشتش 100 هزار تومان بود. بعد از آن بود.

یک روز جمعه بود که بابک من را با همان وانت پیکانی که گفتم به سوله‌ای در چرمشهر برد و توضیح داد. پرسیدم چند تا از اینها داری؟ گفت: یکی حداکثر دو تا که مقدار هر کدام از چرم‌ها حدود بیست تن هست.

پرسش- این چرم‌ها رو با چی می‌برد؟

با تریلی. اینجا می‌داد چرمشهر برایش دباغی می‌کردند.

پرسش- شما در جریان کارهای تجاری‌اش با آنکارا بودید؟

بله

پرسش- شما را برد که آن جا را نشان بدهد؟

بله؛ آن موقع بود که گفت فلانی اگر می‌خواهی با من مشارکت کن. در آن زمان بین پنج تا پنج و نیم میلیون تومان به وی پول دادم.

بعد از آن بود که دیگر وی گم شد و چند وقتی او را ندیدم. چون در آن زمان موبایل نیز آنقدرها نبود که بتوان به راحتی به کسی دسترسی داشته باشی. این پول را از ما گرفت و بعد نفهمیدم که با آن چه کرد. رفت و گم شد و در این مدت من و دوست مشترکمان هر دو از وی بی خبر بودیم و بعد از گذشت چهار یا پنج سال خبردار شدیم که در این مدت در زندان به سر برده است. بعد از بیرون آمدن از زندان بود که نام خانوادگی‌اش را از زنجانی پور به زنجانی تغییر داد.

پرسش- در این مدت حسابی که نزد بانک بود تکلیفش چه شد؟

یک مقدار چک داد که آنها هم در حد 300 هزار تومان بود که برگشت خورد. تقریباً اوایل دهه 80 بود که بعد از 4 تا 5 سال آمد. گفتم: در این مدت کجا بودی؟ گفت: من در کیش کارخانه زدم و از من دعوت کرد که با او به کیش بروم. در کیش دو سوله در شهرک درختی داشت که یکی از آنها کارخانه اسپری خوشبو کننده با مارک سورینت و ژل ضد عفونی کننده دست بود و یکی دیگر هم کارخانه سس گوجه بود. سس گوجه‌ها را از چین در حلب 17 کیلویی می‌آورد و آنها را تبدیل به سس یک نفره می‌کرد و به رستوران‌ها می‌داد.

پرسش- امکانات این کارخانه‌ها چگونه بود؟

در آن زمان فقط این دو سوله را داشت با 30 تا 40 نفر کارگر.

پرسش- در آن زمان رابطه تجاری‌اش با آنکارا و دوبی و مالزی هنوز مطرح نشده بود؟

خیر؛ مطرح نبود.

درباره بحث زندان رفتنش هم خودش در مصاحبه‌ای که انجام داده بود گفته بود که پول‌هایش را خورده‌اند و چک‌هایش برگشت خورده است اما به نظر من زنجانی آدمی نبود که کسی بتواند پولش را بخورد. بابک زرنگ بود و هیچ وقت چیزی همراهش نبود. تنها چیزی که در جیب داشت داشت دو دستش بود.

تنها چیزی که در جیب داشت داشت دو دستش بود. او فقط یک کت و شلوار مشکی داشت با یک پیراهن سفید و در برخی اوقات یک خودنویس.

بعد از آن برای کارهای بازرگانی‌اش یک خانه قدیمی در امیرآباد را به عنوان دفتر کارش گرفت. در آن زمان یک چک 150 میلیون تومانی‌اش برگشت خورد و هر روز به بانک می‌آمد و می‌گفت این چک را پر کنید.

پرسش- هیچ‌وقت سراغ پولتان را نگرفتید؟ شما چطور مدیر بانکی بودید که تضمین نگرفتید؟

چرا؛ چک داشتم ولی بعد از آن همه مدت حتی اگر پول من را هم می‌داد دیگر ارزشی نداشت.

بعد از مدتی بابک در کار بانک‌ها و چک‌های جیرو شده رفت. مدتی نیز در کار ال‌سی بود. در دوبی درصدی می‌گرفت و ال‌سی خرد می‌کرد.

پرسش- با این تفاسیر بابک زنجانی در بازه 15 ساله بر اساس رابطه‌ها و رفاقت‌هایش پیش رفته است و تا سال 85 نهایتاً دو تا کارخانه داشته است؟

بله همین طور است.

بعد از چند سالی که از زنجانی خبر نداشتم روزی در جایی بودم که دوستان صحبت می‌کردند. در آنجا آقایی می‌گفت ما ملکی در ایران زمین داشتیم و آقایی درجا برای خرید آن 85 میلیارد تومان چک کشید. من در آنجا وقتی اسم زنجانی را شنیدم یک مقدار کنجکاو شدم ببینم این زنجانی که می‌گویند کیست. وقتی متوجه شدم بابک را می‌گویند. پرسیدم شما این آدم را چقدر می‌شناسید؟ گفتند: این را می‌دانیم که خیلی ثروتمند است و همیشه دست به چک. دیگر من از سال 90 او را ندیدم تا الان؛ ولی از راه دور خبرهایی داشتم که چه کارهایی می‌کند. حتی به بعضی از دوستان ‌می‌گفتم وارد کار با این شخص نشوید چون من او را از 20 سالگی می‌شناختم و رفت و آمدهای زیادی با او داشتم.

پرسش- با خانوادش هم ارتباط داشتید؟

بله؛ او از هر کسی برای رسیدن به خواسته‌هایش استفاده می‌کرد. همسر بابک زنجانی کارمند یکی از بانک‌های دوبی بود. یک روز به او گفتم با این خانم چگونه آشنا شدی؟ گفت: "خیلی دختر زرنگی است، می‌تواند کارهای من را خوب هماهنگ کند و برای ال‌سی‌هایم به او نیاز دارم." اسم همسر زنجانی ثریا بود که به او سوری می‌گفت. بعدها از او پرسیدم بابک اسم سورینت را از کجا آوردی و گفت اسم آن را از اسم همسرم برداشتم و به آن یک "نت" اضافه کردم.

پرسش- فرزندی نداشتند؟

خیر؛ بابک کلاً پدر، مادر و یک خواهر داشت. پدر وی بازنشسته راه آهن بود و به نظرم خرید باشگاه راه آهن نیز بدون ارتباط با عرق وی نسبت به شغل پدرش نبوده است.

بعد از اینکه بابک پول من را خورد یکبار پیش پدرش رفتم که در یک قنادی در خیابان فاطمی کار می‌کرد سراغ او را گرفتم پدرش گفت: "من خیلی بتوانم زندگی خودم را بچرخانم".

پرسش- در جریان خرید و فروش ارز توسط او بودید؟

من هیچ‌وقت نفهیمدم که او سرباز بانک مرکزی بوده یا کارمند نوربخش بوده ولی با شناختی که دارم فکر می‌کنم دروغ گفته است. ولی یک بار به من گفت یک روزهایی من ارز بانک مرکزی را می‌فروختم . "بانک این ارزها را با یک قیمتی می‌داد و من آن را با ارز آزاد می‌فروختم". اما گفت: "این ارز را یک ماه بعد تسویه می‌کردم". می‌دانید ظرف مدت یک ماه چقدر سوددهی برای او داشته است؟

پرسش- آن پول را در حساب مشترک شما نمی‌آورد؟

نه؛ آن حساب دیگر تمام شد.

پرسش- ایشان گفته‌اند اول کار ارز انجام می‌دادند بعد کار سالامبور؟

خیر؛ تجارت سالامبور برای سال 74 یا 75 بوده است و و ارز برای سال 82 تا 83. یعنی زمان دولت احمدی‌نژاد نبوده است اما چیزی که برای من در این میان مهم و جالب است این است که کسی که من را به کیش برد و برای برگشتن از آنجا به تهران برد به دنبال بلیت ارزان می‌گشت و در آخر هم دو بلیت ارزان قیمت پیدا کرد چگونه این شد؟! زنجانی تا سال 85 خیلی معمولی بود. حتی سال 90 هم خیلی معمولی بود.

یک بار وقتی معاملات میلیاردی او را شنیدم دیگر طاقت نیاوردم و با او تماس گرفتم که ببینم اوضاع از چه قرار است. آن زمان شنیده بودم که قرار است برایش جشن کارآفرین برتر را بگیرند. گفت: "میای کیش رئیس (به من می گفت رئیس)؟ اینجا مهمان دارم". گفتم: مهمان‌هایت چه کسانی هستند؟ گفت: چهار روز مهمانی دارم وزیر رفاه را دعوت کرده‌اند و من به عنوان کارآفرین نمونه معرفی شده‌ام، اما من نرفتم.

یک روز در یک تماس تلفنی‌اش گفت: "رئیس! می‌خواهی قشم‌ایر را برایت بخرم؟" گفتم: دوباره برایم بازی در می‌آوری؟ گفت: نه. اما من مانده‌ام که چگونه بابک، بابک شد معلوم نیست! انگار همه‌چیز شوخی بود. یک زمان حرف پیش آمد که یک نفر هواپیما وارد کرده و قشم‌ایر را خریده است. من به آنها گفتم: حواستان باشد زنجانی روند رو به رشدی نخواهد داشت. در آخر هم همه آنها گرفتار شدند و پول قشم‌ایر را هم نداد.

پرسش- این ماجرایش در تاجیکستان و مالزی را نگفته بود؟

نه این‌ها برای سال 91 بود که دیگر با وی ارتباط نداشتم.

پرسش- ایشان در دوبی دفتر داشتند. از مؤسسه مالی و اعتباری‌شان خبر داشتید؟

مؤسسه مالی و اعتباری را خبر نداشتم؛ ولی دفتر دوبی رو خبر داشتم. یک بار دیگر در این مدت با من تماس گرفت و گفت یک تسهیلاتی به من بده و من گفتم مثل ماجرای سال 74 و 75 می‌شود و قبول نکردم.

پرسش- در این رفت و آمدها او هنوز خریدهای بزرگ در تهران را انجام نداده بود؟ ساختمان‌ها؛ زمین؟

من شنیده بودم در کیش هر کسی می‌خواهد هر چیزی را بفروشد، زنجانی آن را می‌خرد.

پرسش- در آن سفر کیش هنوز این خریدها پیش نیامده بود؟

نه هنوز؛ در آن زمان فقط در حد دو تا سوله بود. حتی شب‌ها هم همان‌جا با هم می‌خوابیدیم.

پرسش- داستان ارز خریدن برای قبل آن بوده است؟

بله؛ اما بابک همیشه بلند پرواز بود و دوست داشت خیلی متشخص باشد.

پرسش- یعنی احتمال این که این فرد آدم عده‌ای خاص بوده، وجود داشته است؟

بعید نیست.

پرسش- یعنی کارها به نام و امضای او بوده است. آن چیزی که شما می‌گویید در بازه 5 ساله بعید است. این از بدیهیات است که کسی نمی‌تواند این گونه به ثروت برسد و اینکه این شخص آدم کسانی بوده باشد احتمالش بیشتر است؟

بله؛ تا سال 84 و 85 کاملاً عادی بود و دنبال گرفتن وام و خریدهای ارزان بود؛ اما بعد از 8 سال این گونه شد. بعدها هم از یکی از دوستان که در هواپیمایی بود شنیدم که زنجانی قشم‌ایر را خریده است. گفتم این آدم زرنگی بود و اهل زد و بند اما نه دیگر این گونه. می‌گفتند در کیش و تهران در کار خرید ملک رفته است.

یادم می‌آید زمانی‌که به آلمان برای گرفتن تسهیلات بانکی برای خرید کشتی رفته بودیم (چون من بعد از بازنشستگی‌ام به دنبال فعالیت تجاری بودم) در راه برگشت به او گفتم دوست من در کشتیرانی است می‌توانی به ما در کارهای تجاری کمک کنی؟ گفت: دو تا سه ماه دیگر به دوبی می‌خواهم بروم آنجا دوستی دارم که می‌تواند به شما کمک کند.

بعد از مدتی با شریکم به دوبی رفتیم به دفتر مدیر شرکت. مدیر آن شرکت یک آقای ترکی بود و از ما پرسید: چقدر می‌خواهید؟ گفتیم 10 میلیون دلار اما چقدرش را می‌توانید پرداخت کنید؟ گفت: دو میلیون دلار برای دو تا سه سال و ما هم قبول کردیم. این شخص یک ال‌سی صادر کرد و گفت هر جا بخواهید می‌توانید از این استفاده کنید. بعد از آن ما به هر بانک اماراتی که رفتیم دیدیم که این سند اصلاً مبنا ندارد.

پرسش- یعنی شناسنامه اصل است ولی هویتش اصل نیست؟

بله؛ شناسنامه اصل بود ولی هویتش اشتباه بود.

بعد از یکی - دو سال دیگر ارتباط زیادی با او نداشتم. ثروت دو سال اخیر مطمئن هستم که پول خودش نبود. بابک توانایی و جرأت خاصی در چک کشیدن داشت. یک بار دیدم 10 میلیارد چک کشید فکر می‌کنم سال 89 یا 90 بود؛ گفت: "می‌خواهم دو ساختمان در مرکز شهر بین ویلا و قرنی بخرم". گفتم برای چه کاری می‌خواهی؟ گفت: هر چی پیش بیاید؛ فعلاً می‌خواهم رستوران باز کنم.

پرسش- آیا بابک مثل مه‌آفرید خسروی کیف پول می‌داده به مدیران و متعاقباً رانت به دست می‌آورده یا نه؟

خیر؛ بابک اهل رانت دادن به کسی نبوده است. هیچ وقت ندیدم که بگوید این قدر به فلانی دادم یا آنقدر به فلانی.

پرسش- شما می‌گویید که این شخص به کسی رانت نمی‌داده است؟

بله؛ من هیچ وقت ندیدم او چیزی در دستش باشد؛ فقط سوئیچ بود.

پرسش- ماجرای قنادی که راه انداخت چی بود؟

سورینت ایران زمین را نیز به تبعیت از شغل پدرش در دوران بازنشستگی در کار قنادی زده است.

پرسش- تحصیلات زنجانی چی بود؟

دیپلم.

در سال‌هایی که من در بانک مشغول بودم بارها شده بود که برای گرفتن تسهیلات سراغ من آمده بود و درخواست‌هایی از من داشت. من هم مستقیم آب پاکی را روی دستش نمی‌ریختم و برای انجام ندادن کار بهانه می‌آوردم و می‌گفتم چک برگشتی داری و مواردی از این دست. اما یک بار که در سال 89 که برای گرفتن تسهیلات 400 میلیونی پیش من آمده بود، زمانی که خواستم پرونده وی را از همکارم بگیرم، او گفت: پرونده وی بررسی شده است و پرداخت وام به این شخص توجیه ندارد. آن زمان وی واقعاً برای دریافت یک وام با این مبلغ خیلی نیازمند بود.

پرسش- ولی دو سال بعد آدمی می‌شود بالغ بر 10 هزار میلیاردی؟!

بله.

پرسش- شما می‌گویید او از بانک‌ها تسهیلات می‌گرفت. سوالی که مطرح است این است که چگونه بانک‌ها با توجه به چک‌های برگشتی وی تسهیلات می‌دادند و به او اعتماد می‌کردند؟

او در زندگی شخصیش اهل پول خرج کردن نبود. از سال 74 و 75 که با وی آشنا شدم تا سال 89 و 90 من چیز خاصی از او ندیدم.

پرسش- در رفتارهای شخصی‌اش چقدر اهل راست گفتن بود؟ همه دروغ و کلک بود یا صداقتی هم در آن دیده می‌شد؟

من صداقتی ندیدم. هر کاری می‌دانستم یک جایش ایرادی داشت. هر کاری می‌کرد منم منم می‌کرد. فقط همان کیش که سوله‌هایش را دیدم که ژل ضدعفونی کننده و اسپری و کرم تولید می‌کرد و می‌گفت: "این جنس‌ها را با برچسب خارجی می‌فرستم دبی و در آنجا خودم این‌ها را می‌فروشم آنجا یک‌سری تاجرها هستند که این جنس‌ها را می‌خرند."

پرسش- خودش شخصی بود یا کسانی هم به او کمک می‌کردند؟

من غیر از آن آقایی که در کیش بود هیچ شخص دیگری را ندیدم. می‌گفت آن آقا پست و مقام زیادی دارد و من خیلی با او صمیمی هستم. بعد آن گونه که فهمیدم آن آقا به فرودگاه پیام کرج منتقل شد. بعد گفت می‌خواهم در فرودگاه پیام کرج سه سوله بزنم همان کاری که در بازار پایتخت و بازار موبایل انجام می‌دهند من هم لوازم کامپیوتری به آنجا می‌برم و به فروش می‌رسانم. کلاً همه کارهای او نصفه و نیمه بود.

پرسش- از روابط خودش در ساختار قدرت چیزی نمی‌گفت؟

نه؛ من ندیدم با آدم‌های بزرگ رفت و آمد داشته باشد. فقط یک آقایی بود که بعد از تأسیس قشم‌ایر از وی تقدیر و تشکر کرده بود مبنی بر این که هیچ فرد دیگری غیر از زنجانی نمی‌توانست این کار را انجام دهد و اینها. البته من در دفترش رفت و آمد خاصی ندیدم. اصلا ندیدم هیچ کجا دست در جیبش کند.

پرسش- در رفتارهای شخصی‌اش به چه چیزی بیشتر علاقه داشته است؟

هیچ وقت ندیدم صحبت از تفریح خاصی بکند. از صبح به دنبال کارهایش بود عصرها هم در دفتر خودش مشغول بود.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: فامیل واقعی بابک زنجانی چه بود
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 13:2  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر